راوياني كه چاسر خلق كرده خيلي جاندارتر از اثر ايتاليايي است؛ ازاينرو، اولي در ياد مانده، در حالي كه دومي فراموش شده است. چارچوب قصهها به شرح زير است: در شانزدهم آوريل، جماعتي از زايران در مسافرخانهاي در ساوثوارك(لندن) گرد آمدهاند و آمادهٴ رفتن به مقبرهٴ قديس توماس بكت در كانتربري ميشوند. آنان تصميم ميگيرند هريك به نوبت داستانهايي نقل كنند؛ هر كدام در سفر به كانتربري (كه معمولاً سه روز و نيم طول ميكشيد) دو داستان و در راه بازگشت هم دوتاي ديگر نقل ميكنند. اين جمعاً مستلزم 120 داستان بوده، درحاليكه تعداد داستانها خيلي كمتر از آن است (25).
طرح كلي داستان را چاسر در حدود سال 1387 تنظيم كرد؛ يعني زماني كه پيشگفتار آن را نوشت، ولي برخي داستانها مربوط به بعد از آن است، مانند قصههاي شهسوار (پالامن و آرسيت)، دومين قصهٴ راهبه (زندگي قديس سيسيل) و قصهٴ راهب. مجموعهاي كه اينك در دست ماست، بيشتر در حدود 1393ـ1394 تكميل شده، ولي چاسر تقريباً تا پايان عمرش بر سر آن كار ميكرد.
4. رسالهٴ اسطرلاب: چاسر اين رساله را در سال 1391 (يا اندكي پيش از آن)، براي پسركي به نام لِويس كه در آن هنگام ده سال داشت و پسر خود او يا يكي از دوستانش بود نوشت. اين قديميترين رسالهٴ انگليسي دربارهٴ اسطرلاب است، گرچه بايد اعتراف كرد اثري است مقدماتي كه براي پسر كوچكي نوشته شده تا نهتنها ساخت و كاربرد اسطرلاب، بلكه درعينحال مقدمات نجوم و هيئت و قواعد علم احكام نجوم را به او بياموزد. رساله براي سال 1391 و عرض آكسفورد نوشته شده است.
چاسر از وجود رسالههاي مشابه يوناني، عربي، عبري و لاتيني آگاهي داشت و از بطليموس و قبيصي (دهم ـ2)1 بهعنوان مراجع اصلي ياد كرده، ولي كتابش بيشتر، اگر نه تماماً و كوركورانه، از كتاب اسطرلاب ماشأالله (هشتم ـ2) اقتباس شده است.2
بنابر اظهار خود او، در صدد بوده رسالهٴ اسطرلاب را در پنج بخش بنويسد، كه تنها دو بخش اول آن كامل است: 1) نان و شير براي كودكان (مقدمه)؛ 2) كاربرد اسطرلاب؛ 3) جدولهاي نجومي و جغرافيايي براساس تقويم جان سامر راهب (1367) و نيكولاس لن (يا لين، 1387)؛
4) جدولها و نظريات مربوط به سيارات؛ 5) قواعد كلي علم احكام نجوم. چاسر در اين كتاب نمودارهايي رسم كرده (كه در كاملترين نسخهها به 62 تا ميرسد) و اصرار داشته تا لِويس خردسال حتماً آن را درحاليكه اسطرلابي در دست دارد مطالعه كند.